X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 12:00 ب.ظ

 

روزهای است که خیلی کار دارم و روزهای است که خیلی بیکارم. روزهای ابری کار کردن اصلن خوشم نمی اید. اما امروز مجبورم کار کنم.  

 

از یک جلسه بسیار تخنیکی٬ مردانه فرار کردم! حوصله اش نیست.  

 

امروز بعد از ختم کار باید بروم و تدریس کنم. از این کار بیش از هر چیز دیگر خوشم می اید. از تدریس. رویا می گوید : وقتی اینهمه علاقه به تدریس و اکادمی داری اصلن چرا چند سال دیگر باید بنشینی و کارمند این سازمان و انوزارت باشی؟ باید مستقیم بروی دنبال دکترا و بعدش شروع کنی به تدریس. من می گویم می خواهم دو روزی فقط کار و زندگی کنم. همین . چیزهای است که با کار می توان انها را اموخت ( نه که درس خواند و درس دادن کار نباشد).  

 

می خواهم چیزی در مورد انتخاب رییس پارلمان بنویسم اما حالا حوصله اش نیست.   

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo