X
تبلیغات
رایتل
شنبه 19 اردیبهشت 1388 ساعت 03:53 ب.ظ

این چند روز که نمی نوشتم  در شهر نبودم. رفته بودم ارزگان.


به نظرم تعدادی بخاطر نوشته من در مورد اقای خلیلی خیلی قهر شده. تعدادی هم شکایت کرده که نوشته های من رنگ و بوی بازاری پیدا کرده است.


باید بگویم که من با این عده از دوستان موافقم و از طرح بازاری مسایل نیز کاملن اگاهم و در مواردی اگاهانه انطور حرف می زنم. گاهی بخاطر اینکه رک و به اصطلاح پوست کنده حرف بزنی و در ضمن خود را از شک های فلسفی و تردید های روشنفکرانه رهانیده باشی ٬ ضرورت داری موضع ات را در جنگ های بازاری مشخص بسازی. خوب شرط سخن گفتن همیشه هم جاسازی سخن در قالب های تیوریک نیست. تردید ها و اما و اگر های روشنفکرانه خیلی خوب است ٬ خیلی سود اور است و خیلی مورد پسند است اما نه همیشه. این بحث بماند به فرصتی دیگر.


ارزگان که رفتم انگار به تاریخ رفتم. همه نام ها دراین ولایت بیشتر پشتانه ٬‌ هزارگی است. پساو ٬ چوره ٬ شیونه ده ٬‌ اولومباغ ٬ چارچینه ٬ چنارتو و .....


تعدادی از پشتون های این ولایت از نظر به اصطلاح قیافه ترکی-مغولی اند تا آریایی. دلایل اش؟ تاریخ.


نفس می کشم

ارواح نیاکانم را


ارزگان.

تا بعد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo