X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 21 اسفند 1387 ساعت 03:02 ب.ظ

من وقتی خبر مرگ استاد مزاری را شنیدم ، در حالیکه کودکی بیش نبودم ، شانه هایم لرزید و احساس کردم همه امیدهایم را اب برد. خیلی احساس ویرانی کردم. رادیو صدای امریکا خبر را نشر کرد و من تا مدتی همان طور نیمه تنم بیرون از لحاف نمی توانستم شانه هایم را از دیوار بکنم.

البته که بعد از مرگ او قدرت گرفتن طالبان ستم های بسیاری بر مردم ما اورده شد و ما قتل عام شدیم و بنابراین ان حس ویرانی هم کاملن بدون دلیل نبود.

اینک سالها از مرگ استاد مزاری می گذرد اما من هنوز هیچ کاری نکرده ام تا این مرد را که بخشی از تاریخ افغانستان است به درستی بشناسم.

یکی از فاجعه های که ما در برابر ان قرار داریم ، نفی و ترک و فراموشی تاریخ سرزمین ماست. من می گویم این یک فاجعه است برای اینکه باعث می شود ما بدون تعمق به مسایل مهم تاریخی و بدون اگاهی و شناخت لازم از گذشته مان حرکت کنیم و در مورد گذشته مان نظر دهیم و یا درباره شان قضاوت کنیم.

روزگار سیاسی در کشور ما طوری بوده است که به مجرد پدید امدن شرایط نو ، همه انچه مربوط به شرایط پیش تر بود از چشم انداخته شده است. شاید یکی از پیامدهای انقلاب های سیاسی همین است که هر دوره جدید با سیاه اعلام کردن دوره ماقبل ، می خواهد امکان گفت و گوی ما با گذشته را از ما بگیرد ( همان تعبیر معروف توماس کوهن‌).


نگاه کنید به دوره های مهم تاریخ کشور ما. وقتی اسلام به این سرزمین راه می یابد ، ما از نو متولد می شویم و همه تاریخ قبل از خود را نفی می کنیم. در قبرستان شهدای صالحین در کابل -اگر کسی ملاقات کرده باشد- در دیوار به اصطلاح حرم زبیر و خالد انصار (؟) لوح سنگی قرار دارد که بران نوشته است این دو انصار اسلام را به افغانستان اوردند. قبل از اسلام در افغانستان بودایی ها زندگی می کردند ( جمله بندی دقیق اش را بخاطر ندارم).


خوب ان بودایی ها مگر اجداد ما نبودند؟


چنین رویکردی را در دوره های بعدی نیز شاهدیم. بعد از فروپاشیدن نظام شاهی بدست کمونیست ها ، کمونیست ها نیز تلاش کردند با سیاه اعلام کردن دوره قبل ٬  تاریخ افغانستان را از همان روز انقلاب به بعد بنویسند و پیش ازان را مردود اعلام کنند. بعد از شکست کمونست ها این کار توسط مجاهدین نیز تا حدودی صورت گرفت. و اینک بعد از پایان دوره مجاهدین ، یک سهل انگاری عجیبی نسبت به این دوره وجود دارد و تحت تاثیر گفتمان حقوق بشر و عدالت انتقالی کوشش می شود این دوره نیز با یک حکم سیاسی مردود اعلام شود و تمام.


به نظر من این کار خوب نیست. تاریخ این چند دوره اخیر گریبان  نسل ما رها نخواهد کرد و ما باید مسوولانه و منصفانه به ارزیابی و تحقیق دراین دوره و در مورد حرکت ها و شخصیت های تاریخ ساز در دوره معاصر بپردازیم تا اگر راه  و رویکرد و روش مطمیین تری برای زندگی جمعی مان دراین کشور بوجود بیاوریم.

 شناخت ما از شخصیت های تاریخی و از پیچیده ترین واقعات و مرحله های تاریخی وطن ما بسیار ضعیف است و محدود به روایت های می شود که گاهگاهی از کسانی شنیده ایم اما خود هیچ تلاشی به خرچ نداده ایم تا منصفانه و در پرتو منافع اولی کشور مان در مورد تاریخ گذشته مان تحقیق و قضاوت نماییم.

من اعتراف می کنم که حتا یک سخنرانی استاد مزاری را هم به دقت و تا  به اخیر نشنیده ام و هرگز تلاش هم نکرده ام بدانم اصلن همین ادم ، ادم خوبی برای ما و مردم و وطن ما بود یا آدم بد؟   همین طور در مورد شخصیت های بسیاری از دوره های مختلف تاریخ معاصر افغانستان ، اگاهی و شناخت خوبی ندارم. بسیاری از دوستان هم نسل من اینگونه اند. این به نظر من یک بدبختی است. با این وضع هرگز خود را در موقعیتی نمی بینیم که در مورد انها نظری مسوولانه ابراز بداریم.

برای قضاوت بهتر در مورد برخی از مراحل بسیار خونین تاریخ کشور ما باید بصورت جدی به خوانش و وبررسی اندیشه های کسانی چون مزاری بپردازیم و بدانیم اصلن انها چی می خواستند و برای چی جنگیدند و خون دادند. بدون این کار ، هم قضاوت ما از تاریخ و هم شناخت ما از مسایل تاریخی به شکل درست ان میسر نیست.


من هنوز هم در ناخود اگاه خود از کشته شدن استاد مزاری متاثرم و سالروز مرگ او را روز ویژه ی در تاریخ کشورم می دانم که باید مایه تاملی برای نسل ما باشد. روان استاد در صلح ابدی باد!


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo