X
تبلیغات
زولا
شنبه 3 اسفند 1387 ساعت 09:43 ق.ظ
صمد زاهدی
پنجشنبه 1 اسفند ماه سال 1387 ساعت 4:44 PM
یعنی که شما  قبول دارید که آدم اگر  وقتی زن  بچه می زاید  اگر ضعف کند باید  زبانش  را سوراخ کرد  و زبان را به آله ای در بیرون از دهن بست چون آل خاتو تلاش می کند که زبان و دل و جگر  آن زن را ببرد؟

شما کار خرافی بالا را با  تزریق  سیروم قندی تقویت کننده برای زنی که  در اثر  زایمان خون بسیار ضایع کرده   دارای یک ارزش می دانید؟

عزیز  خریدن تابلو خرافات نیست.  خرافات کارهایی است که در هر فرهنگی یک وقتی مردم به دلیل ندانستن علت شان می کرده و بعدا رفته رفته علم علت آن واقعیت ها را روشن کرد .  این کاری به مذهب و عقیده ندارد.  مثلا  در آفریقای مرکزی  باوری هست که اگر کسی که مریضی ایدز دارد  با یک دختر باکره نزدیکی کند خوب می شود. خوب هزاران دختر باکره مورد تجاوز آدمهای دچار ایدز قرار می گیرند. حال شما می آیید می گویید که بلی این کار همانقدر عاقلانه است که  به شفاخانه رفتن و داروی طبی مصرف کردن؟


دوست عزیز صمد زاهدی

اول اینکه من نمی گویم و یا بحرف شما -قبول- ندارم که باید زبان زنی را که حین زایمان دچار مشکل شده سوراخ کرد تا آل خاتو دل و جگر او را بیرون نکشد. و نه- خدای توبه!- می گویم که مریضان متبلا با ایدز با ید به دختران خردسال تجاوز کنند تا از ایدز رهایی یابند.

من نمی دانم چرا دوستان ما زحمت دقت را بخود نمی دهند تا مباحث را در درون چارچوب نظری مشخص ان درک کنند. نتیجه گیری های ازین قبیل از بحث های این وبلاگ واقعن دلسرد کننده است.

و حال یک توضیح کوتاه در مورد ان پست: اول در مورد موضع خودم. اینکه من میان داکتر و ملای تعویذ نویس برای درمان سر دردی کدام را می گزینم بحث دیگری است و اینکه داکتر و ملای تعویذ نویس به عنوان نمایندگان دو نوع مرجع درمانی در جامعه ما چگونه با مفهومی بنام صحت برخورد می کنند ٬ موضوع دیگری است. باید واضح کنم که من به داکتر مراجعه میکنم نه ملا. شاید این موضع گیری بتواند موقف مرا برای یک تعداد از دوستان روشن سازد.

اگر بخواهم کل ان بحث را در یک پاراگراف کوچک خلاصه کنم این خواهد شد: تعقل ( عقلانیت- رشنلیتی) پیش ازانکه ما ازان چیزی بدانیم ٬ معیارهای است که از یک نهاد اجتماعی می اید. دراین مفهومش عقلانیت ملک و سرمایه نهاد های اجتماعی است. هرکدام ازین نهاد ها ارزش های نظری و اخلاقی و اعتقادی خود را دارند و براساس ان ها معرفتی را تولید می کنند که برای اندیشه ما چراغ راهنما می گردند. حال بسته اینکه ما به کدام یک از نهاد ها اعتماد بیشتری داریم- اعتماد دراین کانتکست عنصر کلیدی است- مطابق معرفت همان نهاد دست به انتخاب و عمل می زنیم. در میان این نهاد ها تعدادی به ان یکی روی می اورند که فکر می کند اعتمادی بیشتری به ان دارند. این بحث جدا از درستی تجربی(روش حاکم بر برخی علوم) پندار های حاکم بر یک نهاد است. من مثلن به داکتر بیشتر اعتماد دارم چون داکتر ممثل روش علمی- علمیت هم یک کیفیت ویک قرار داد است- درمان است و من با توجه به اعتمادی که به علم دارم داکتر را نسبت به ملا برتری می دهم. اما مثالهای فراوانی وجود دارند که مردم مدعی شده اند سالها تداوی علمی-پزشکی برابر با یک شب خوابیدن کنار مزار شاه بیرانه نشده است.  خوب این ممکن است برای من که به علم پزشکی اعتماد دارم مزخرف در نظر اید اما ان قصه زندگی بخشی از جامعه ماست که عقلانیت حاکم بر رویکردهای انان به نهاد -مزار- را بر می تاباند.

همه ی تلاش من دران نوشته نشان دادن این نکته بود که فرقی نمی کند عقلانیت کار و رویکرد ما بر چه ارزش ها و روش های استوار است ٬‌ مراجع ان بیرون از نهاد تن ما یعنی در جامعه قرار دارند. با معیارهای هر کدام از ان مراجع ٬ عقلانیت ـ نهاد دیگر٬د  غریبه و غیر قابل تشخیص است و رسمیت ندارد.

و سخن اخر اینکه من نگفته ام که خریدن تابلو خرافات است.

پیروز باشد.
---۰۰-
امان ازین نتیجه گیری های که مرا به چوبه دار معرفی می کنند. عدالت را فراموش نکنید!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo