X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 21 بهمن 1387 ساعت 11:37 ق.ظ

من یک بار دیگر از دوستان خواننده  خواهش می کنم دقیق تر بخوانند و دقیق تر نظر دهند. من وقتی پیام های زیر را خواندم ٬ دوباره به نوشته ام رفتم و هرچی تلاش کردم تا بدانم از کجای نوشته من می توان چنین چیزهای را استنباط کرد٬ موردی نیافتم. من از شما خواهش می کنم یا ان موارد را به من نشان دهید و یا دقت بیشتری به خرچ دهید تا بحث را انطوری که طرح شده و در چارچوب مشخصی نظری ان ارزیابی کنید. من نمی دانم از کجای نوشته ی من می شود چنین استنباط های را کرد:

جانان
یکشنبه 20 بهمن ماه سال 1387 ساعت 12:02 PM
یعنی شما دوست عزیز می گویید که در افغانستان دنیا گل و گراز است و دولت صادقانه  می کوشد که  تبعیض را از بین ببرد؟

مشرقی
دوشنبه 21 بهمن ماه سال 1387 ساعت 09:07 AM
.... آقای غرجی درجای مقاله خود عدم قبول کردن هویت افغانی را به تعصب نا آ گانه وکورتلقی کرده است...

 من در پست قبلی تمام تلاشم را بخرچ دادم تا مبناهای تیوریک نظریه ازلی یا پرایموردیل هویت قومی را با استناد به مثالهای واضح و زمینه های عینی-تجربی مورد سوال قرار دهم. بخش اعظم از کنارنیامدن های ما با مسایل هویتی به نظر من به دلیل باور مطلق به انگاره های است که مساله هویت را به عنوان اصل تغییر ناپذیر و ذاتی و ازلی جلوه می دهند.

 من کوشش کردم اساسات روایت پرایموردیلی از هویت قومی را از یک دیدگاه کاملا عینی و تجربی ( دوستانی بحث مرا خیلی انتزاعی خوانده اند..) و جامعه شناسانه تکذیب کنم. اینکه دوستان گفته اند در بسیاری از مناطق جهان هویت های قومی به شکل فعال ان وجود دارد٬ گپی درستی است. اما وجود ان در هرجای باشد دال بر ازلی بودن ان نیست بلکه متناسب با سیستم های از تعامل اجتماعی- سیاسی است. کارکرد هویت های گروهی در عموم ابزاری است.

نکته دیگر اینکه دوستانی زیادی از بحث من این برداشت را داشته اند که من گفته ام هویت نسبی است. در حالیکه هویت می تواند نسبی هم باشد اما اگر به بحث من دقت کنید ٬ من گفته بودم که هویت از یک دیدگاه ارتباطی نقش های است که دایم از سیستمی به سیستمی در حال تغییر است. در درون این چارچوبه نظری ٬‌ من گفته بودم که هویت  نسبتی است. حد اقل در چارچوب نظری دقت دراین مورد خیلی ضرور است و نتایجی که ازان می گیریم هم متفاوت است.

در مورد افغان و افغانستانی باید دوباره بنویسم که تلاش من این بود که دوستان را دعوت کنم به اندیشیدن به این سوال که افغانستانی چه امتیازی به ما می دهد که افغان ان را از ما می گیرد؟ این البته به این معنا نیست که من بگویم بیاییم افغان شویم و افغانستانی و هزاره و بلوچ نباشیم. کل پیام ان نوشته من دعوت دوستان به اندیشیدن دراین مورد - البته با شناخت از چگونگی هویت در چارچوب جامعه شناختی که من ان را مطرح کردم - بود . هدف نشر این پیام بود که اول: هویت های گروهی ما ربطی به ساختار ارتباطات در یک سیستم اجتماعی می گیرد و این ضرورتن دال بر اصالت ذاتی و ازلی هویت های گروهی مانیست و هویت های گروهی ما ظرفیت تغییر در محیط متفاوت را دارند. و دوم ٬‌در رابطه به بحث افغان و افغانستانی تاکید براین شده بود که شدت مخالفت ما با واژه افغان می تواند ناشی از دو مساله باشد. یکی وجود نسبت برهنه افغان-پشتون و دیگری تعصب بی مورد. تلاش من این بود تا دوستان را دعوت کنم به این بیاندیشند که واکنش ما برخاسته از کدام یکی ازین هاست. 

-----

و این هم سایتی که برای حمایت از الهه سرور ایجاد شده است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo