X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 15 بهمن 1387 ساعت 10:02 ق.ظ

شمس الدین

سه شنبه 15 بهمن ماه سال 1387 ساعت 03:06 AM

سلام و احترام

عزیزم شما افغانستانی می نویسید. چرا افغان نمی نویسید؟ آیا این یک سهل انگاری است یا یک عملی که رویش فکر کرده اید؟

اگر لطف کرده توضیح دهید خوشحال می شویم.
با احترام  

دوست عزیز شمس الدین٬

راستش من خیلی دیر است که روی این دو کلمه فکر می کنم. بارها فکر کرده ام اما به نتیجه ی نرسیده ام. وقتی افغانستانی می گویم هم دغدغه ی در عقب سخنانم وجود دارد که مبادا جرمی را مرتکب شده باشم ٬ چون بر اساس قانون اساسی همه مردم افغانستان افغان خوانده شده اند. وقتی افغان می گویم هم دغدغه ی مرا فرا می گیرد که ایا این نام واقعن هویت مردم افغانستان را بر می تاباند یا خیر٬ و یا چی پیامدی سیاسی می تواند برای ما( مردم افغانستان) داشته باشد.  

            چندی قبل تحقیقی روی مسایل امنیتی٬ حکومت داری محلی و ضعیت توسعه در ولایت غزنی داشتیم. برای اینکه یک تصویر  همه جانبه و غنی از غزنی داشته باشیم باید روی دموگرافیک غزنی هم کار می کردیم. یکی از مسایلی که در حاشیه بحث دموگرافی در غزنی مطرح بود ترکیب قومی نفوس در این ولایت بود. خدا می داند که چقدر دریافت این کار مشکل بود. به دفتر احصاییه ولایتی سر زدیم انها اماری خیلی تخمینی را در مورد مجموع نفوس غزنی در اختیار ما قرار دادند اما هیچ کسی نمی دانست چی تعداد ازین نفوس مجموعی هزاره ٬ چی تعدادی پشتون و تاجیک است.    

          به دفتر احصاییه مرکزی در کابل مراجعه کردیم ٬ گفتند این موضوعات حساس اند ما اجازه نداریم دراین مورد تحقیق کنیم. شما خودتان فیصدی شان را پیدا کنید.   

این در حالیست که قوماندان امنیه ولایت غزنی و تعدادی زیادی از مقامات ولایتی به شدت از عدم توازن قومی در ساختار حکومت محلی شکایت داشتند. این شکایات می تواند زمینه ی وسیعی برای بسیج سیاسی فراهم اورد و اصل مساله توازن قومی در ساختار حکومتی ارزش مهمی در بحث مشروعیت حکومت خصوصن در افغانستان است.  

           دراین زمینه سوال اصلی برای ما این بود که توازن نسبی قومی را چگونه بوجود بیاوریم درحالیکه عملن اطلاعات رسمی و قابل دفاع دراین زمینه وجود ندارد؟ این درحالیست که تقریبا نمایندگان همه ی اقوام در حکومت محلی عین ادعا و شکایت را دارند. وقتی در یک تصمیم سیاسی بخواهیم به اصطلاح توازن قومی در غزنی بیاوریم٬ سهم کی بیشتر و یا کمتر می شود؟ ایا ما باز هم به عین مشکلات مواجه نخواهیم شد؟  

          شاید بگویید این مسایل را به سوال من چی. اما منشا مساله درست در همین سوال قرار دارد. دولت افغانستان تصمیم گرفته است که دیگر هویت های قومی مثل هزاره و پشتون و ازبیک را مهم نشمارد و ازین دیدگاه همه مردم افغانستان افغانند. خیلی خوب. یکی از پیامد های این پالیسی این بوده است که هویت قومی شهروندان افغانستان را در تذکره یا کارت هویت ملی ثبت نکنند. کسانی که این شش سال اخیر تذکره گرفته اند همه افغانند. هم هزاره افغان است هم پشتون و هم ازبیک و هم بلوچ. از یک نگاه این پالیسی خیلی خوب است. چون رفته رفته مردم با ان عادت کرده اند و مشکلی را هم دران نمی بیند. این کار شاید هم حس هویت مشترک در لایه های از سطوح مختلف بحث هویت ایجاد کند.  

           اما این پالیسی مشکلاتی را هم ببار اورده است و ان مشکلات این است که دولت بنابر همین اصل افغان بودن همه شهروندان افغانستان   تعیین ترکیب قومی مردم افغانستان را لازم  ندیده است. اینکه احصاییه مرکزی اجازه ندارد چنین کاری را بکند دال برهمین مدعاست.   

           در حالیکه توازن قومی همه چیز بحث قدرت در افغانستان است خود می دانید که این سیاست چی پیامد های جدیی را در زمینه سیاسی افغانستان در پی خواهد داشت. به بحث برادر کلان و برادران کوچک و کوچکتر و کوچکترین که مبنای استدلال تعدادی در دولت افغانستان است توجه کنید. مبنای این بحث ها همین مسایل است که در تاریکی ناشی از عدم اگاهی و امار درست از ترکیب قومی نفوس در افغانستان طنین تاریخی قدرتمندی دارد. درین وضع با مساله چگونه برخورد کنیم؟   اگر همین طوری کاملا نادیده هم بگیریم باز هم افغانستان ضرر کرده است چون تعدادی ازین مسایل به عنوان ابزار سیاسی برای پالیسی سازی و تصمیم گیری های حکومتی به نفع کسانی و برعلیه تعدادی دگری استفاده می کنند.  

            اینکه ما باید افغان نگوییم و افغانستانی بگوییم شاید کاری را از پیش نبرد اما دقت نه در مفهوم ٬ بلکه در زمینه اجرایی  کلمه افغان و پیامد های سیاسی ان٬  کار موجه است. گیریم که این کار خلاف قانون اساسی است اما قانوانین  زیادی در افغانستان داشته ایم که با صراحت شهروندان افغانستان را بر مبنای تقسیمات قومی درجه بندی کرده است. قوانینی نیز داشته ایم که فوق العاده ضد دموکراتیک و غیر اخلاقی بوده اند. قانون اساسی زندانی نیست که باید جبرن دران زندگی مان را بسر ببریم.    

             من  گاهی از روی نیت نیک افغان می نویسم برای اینکه این نام مشترک بتواند حس مشترک در میان ما ایجاد کند اما گاهی هم انطور که گفتم با هزار دغدغه افغانستانی می گویم برای اینکه متوجه پیامد های سیاسی  کلمه  افغان در چارچوب نظام قدرت در افغانستان می باشم.  

            راستش من هنوز تصمیم نگرفته ام کی باشم، افغان یا افغانستانی؟ و همین مساله کوچک انعکاس دهنده تصویر کلی تر از افغانستان – کشوری با بحران شدید هویت- نیز می تواند باشد.  

            در نوشته های قبلی به بحث تردید به عنوان عنصر باز دارنده برای پیشرفت اندیشه سیاسی در افغانستان اشاره کرده بودم. تردید کلمه کلیدی است برای توضیح بحران هویت در افغانستان. اینکه من هنوز نتوانسته ام تصمیم قاطع برای اینکه کی باشم، نگرفته ام ، گویای وضع کلی هویت در افغانستان نیز می باشد. قصد سیاسی برای افغان و یا افغانستانی نویسی ندارم به جز اینکه این دو کلمه همیشه برای من با تردیدهای همراه بوده است که نسبت می گیرد به سر در گمی در انتخاب سیاسی ام. 

            دوست عزیز من٬  فراموش نکنید که ما بخشی از نسل مردد جامعه مان می باشیم ، البته اگر با نام گذاری من موافق باشید.  

    تشکر از شما

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo