X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
شنبه 12 بهمن 1387 ساعت 02:36 ب.ظ

 من نکته های زیر را در قسمت پیام خانه وبلاگ هاتف در مورد بحث ایشان با جاغوریگگ گذاشته بودم. بحث هاتف در مورد معنا دهی به و شناخت از پدیده هابود. هاتف گفته بود که جهان حاصل اندیشه و ذهن ماست و شناخت هم محصول دخالت همین ذهن ما. اما جاغوریگگ ٬ طرف دیگر بحث گفته است که سنگ پیش ازانکه ما انرا سنگ بنامیم و یا انرا بشناسیم هم وجود داشت و بنابراین واقعیت ها و جهان مستقل از ذهن ما وجود دارد.  

 

من در بحث پایین (ابی شده ) خواستم این نکته را اضافه کنم که اصلن بحث شناخت و واقعیت یا حقیقت بحث ابزار و زمینه (context) است. مستقل ازین دو نه ذهن ما قادر به شناختن است و نه چیزی قابل شناخت. معنا هم مجرد ازین دو چیز در ذهن ادمی نمی تواند شکل یابد. معنا اصلن سرمایه ابزار و زمینه است نه سرمایه ذهن. بر علاوه ٬ در تناسب با تغییر ابزار و زمینه شناخت ما از اشیا هم تغییر می کند.  بطور مثال٬ شناخت ما از تخته سیاه محصول دو چیز است: زمینه ( حضور ان در صنف) و فهم متعارف -به عنوان ابزار- از تخته و سیاه. اما همین تخته سیاه اصلن تخته سیاه نیست وقتی ان را از نظر فزیک بررسی کنیم و یا ان را در بیرون از صنف برده و دروازه بسازیم اش بدون اینکه شکل و یا رنگش را تغییر دهیم.  

 

 مساله دیگر سویه نظارت و زاویه دید به جهان برای شناسایی ان است. مساله این است که ما چیزی را در کدام سویه از کابرد اجتماعی و یا عینیت وجودی ان می شناسیم؟ مثلن برای تعریف تخته سیاه از کجا شروع می کنیم؟ از چوب ٬ ماده ٬ الکترون٬ شکل٬ رنگ....؟ همه ی این ها نتیجه شناخت ما از تخته سیاه را تغییر خواهند داد و بنابرین واقعیت و حقیقت فی نفسه اصلن دروغ های کلان دنیای شناخت اند.

 

حال این بحث من که از پیام خانه هاتف کوچ داده شده است: 

این بحث خیلی پیچیده است.اما به نظر من دو چیز برای نتیجه گیری بهتر از بحث هاتف و جواب اقای جاغوریگگ ما را کمک خواهندکرد. ان دو چیز اصلن دو بحث دیگر اند. یکی ابزار شناخت است و دیگری زمینه ی شناخت است. زمینه ی شناخت همان محیطی فزیکی ، ذهنی، فرهنگی و اجتماعی چیزی است که ما ان را دران می شناسیم. سوال اصلی این است: چیزی را که می شناسیم چطور می شناسیم؟ دراین سوال هم بحث چگونگی چیز در ارتباط با ما و محیط ان چیز وجود دارد و هم بحث ابزار شناخت ما. دراین مثال اقای جاغوریگگ که الکترون مستقل از ذهن ما وجود دارد اصلن بحث شناخت شناسی مطرح نیست. سوال شناخت شناسی این است انچه که مستقل از ذهن ما ممکن وجود داشته باشد چی است؟

الکترون برای اینکه قابل شناخت شود برای ما باید این دو چیز را داشته باشد: ابزار شناخت. یعنی چیزی که الکترون از طریق ان خود را بر ما می شناساند ( علم فزیک). و دوم زمینه یا همان کانتکست شناخت است یعنی همان محیط معنایی الکترون که الکترون دران و درارتباط با مفاهیم دیگر خود را برای ما قابل شناخت می داند.

از نظر شکل و حرکت و شاید قوانین فزیکی نیز ، نظام الکترون ها همانند نظام شمسی است اما اینکه ما چرا نمی توانم نظام شمسی را نظام الکترونیکی بخوانیم به خاطر همان زمینه متفاوت است.

مساله دیگری که به نظر من خیلی مهم است لایه ها و سویه های شناخت است. بطور مثال ما سنگ را یا الکترون را چگونه می شناسیم؟ منظور ما از سنگ چیست؟ ایا منظور ما از سنگ همان چیزی سختی است که در کوه وجود دارد ؟از نظر کمیاسنگ چنین نیست. از نظر فزیک هم سنگ چنین چیزی نیست. پس سنگ چیست؟

به عنوان مساله شناخت و یا اگاهی اصلن بحث وجود و عدم سنگ مطرح نیست. بحث چیستی سنگ مطرح است.

هیج کسی نمی تواند بگوید سنگ به مفهوم فهم متعارف ان وجود ندارد و صرف زمانی تولید می شود که ما صدایش کنیم. حرف هاتف هم به فهم من این نیست. بحث شناخت و واقعیت بحث چیستی سنگ است نه هست و نبود سنگ به مفهوم متعارف ان. سنگ چیست مساله ای است که برای ما واقعیت سنگ را توصیف می کند. دراین توصیف ما با شناخت های متفاوتی از سنگ سر و کار داریم.

اگر شد شرح این مساله را در وبلاگم خواهم نوشت. امامن مطمیینم که هاتف نگفته است جهان پیش ازانکه ما انرا صدا نکردیم وجود نداشت و صرفا با دعوت ذهن ما خلق شد. حرف اصلن حرف این است که جهانی که دران زندگی می کنیم در ارتباط با ابزار شناختی که در اختیار داریم چی -به مفهوم هویت ان- است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo